منابع طرح «کتابخوان ماه» ويژه بهمن 1403 با ارائه کتابهاي «ايستگاه خيابان روزولت»، «خار و ميخک»، «حماسه امام سجاد(ع)» و «شش ماه پاياني» معرفي شد.
مطابق بیانات انتشار یافته پايگاه اطلاعرساني نهاد کتابخانههاي عمومي کشور، منابع طرح کتابخوان ماه ويژه بهمن 1403، با هدف ارتقاي فرهنگ مطالعه و کتابخواني در جامعه، دسترسي همگاني به کتاب، لزوم معرفي کتابهاي مفيد براي پرورش فکري آحاد مختلف مردم و همچنين ارتقاي فضايل اخلاقي و فرهنگ عمومي از طريق مطالعه کتابهاي مفيد و فاخر در سطح کشور با ارائه کتابهاي «ايستگاه خيابان روزولت»، «خار و ميخک»، «حماسه امام سجاد(ع)» و «شش ماه پاياني» معرفي شد.
علاقهمندان ميتوانند با مراجعه به کتابخانههاي عمومي کشور و امانت گرفتن کتابهاي اين طرح، آنها را مطالعه کنند.

ايستگاه خيابان روزولت (روايتي مستند از تسخير سفارت آمريکا در تهران)
پديدآور: محمد محبوبي
ناشر: مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي
تعداد صفحات: 594
اين اثر که کتابي تاريخي پژوهشي است و به شکل ادبيات روايي و با قلمي جذاب و گيرا نگارش يافته، روايتي مستند از تسخير سفارت آمريکا در تهران است. نويسنده ماجراي تسخير سفارت آمريکا را از پيش از اين رويداد، يعني از ابتداي فعاليت سفارت آمريکا در تهران در دوره حکومت پهلوي آغاز کرده و سير فعاليتهاي غيرمتعارف اين سفارتخانه را تا بيانيه الجزاير که حاصل نخستين مذاکرات مستقيم ايران و آمريکا بعد از انقلاب در سال 59 بود پي ميگيرد.
برخي از مطالب و اسناد کتاب در اين مسئله براي نخستينبار منتشر ميشود، حتي برخي اسامي که مشخص ميشود جاسوس آمريکا بعد از انقلاب بودهاند! و خيلي نکات مغفول در خصوص فرايند تسخير لانه و اشخاص و جريانهاي دخيل در آن مبتني بر اسناد متعدد از منابع ايراني و غيرايراني در اين اثر ارزشمند ذکر شده است.
اين کتاب مهم و درعينحال جذاب و خوشخوان، مورد تحسين و تمجيد رهبر معظّم انقلاب قرار گرفت و ايشان دربارهي اين اثر طي تقريظي چنين مرقوم داشتند:
«اين، گزارشي متقن و پرفايده از يک حادثهي مهم در تاريخ انقلاب يعني تسخير لانهي جاسوسي در سال 58 است. اين کتاب پُرکنندهي يکي از خلأهاي رسانهاي و تبليغاتي ما است. ما به جنگ روايتها در پيکارهاي جهاني توجه لازم را نکردهايم و دشمنان و بدخواهان ما از غفلت ما بهره برده و بسياري از حوادث را وارونه نشان دادهاند. بايد از نويسندهي اين کتاب و تلاش ارزشمندش قدرداني شود، بهخاطر اقدام هشيارانهاش در اين عرصهي مهم.
نثر کتاب روان و رسا و تحقيق و تحليلهاي آن منطقي و صادقانه و قانعکننده است.
- نام انتخاب شده براي کتاب عالي است.»
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
پس از رفت و برگشتهاي پرشمار و جرح و تعديلهاي بسيار، سرانجام در 29 دي 1359 مجموعه توافقاتي به امضا رسيد که به «بيانيههاي الجزاير» شهرت يافت. به دنبال تصويب متن بيانيهها در جلسه 25 ديِ هيئت وزيران، بهزاد نبوي موظف به امضا و مبادلهي بيانيهها شد. اين بيانيه که به امضاي طرف ايراني رسيد، در مجموع از پنج سند مجزا تشکيل شده بود.
بيانيههاي الجزاير هر چهار شرط مجلس را تأمين کرده بودند. در خصوص شرط «عدم مداخله در امور ايران»، به يک ماده کلي و بيضمانت اکتفا شده بود:
«ايالات متحده آمريکا تعهد مينمايد که سياستش اين است و ازاينپس نيز اين خواهد بود که بهصورت مستقيم يا غيرمستقيم، سياسي و يا نظامي، در امور داخلي ايران مداخله ننمايد.»
... بعد از پايان ماجراي تسخير سفارت آمريکا و انجام تعهدات بيانيه الجزاير از سوي ايران، نوبت به رصد پايبندي دولت آمريکا به تعهداتش رسيد؛ ليکن ضعف حقوقي بيانيه الجزاير اندکاندک رخ نشان داد. دولت آمريکا برخي از بندهاي توافق شده را نقض ميکرد يا به اجرا در نميآورد و دولت ايران ابزاري براي الزام دولت آمريکا در دست نداشت. اولين مذاکره و توافق با آمريکا، بيش از آنکه دستاورد داشته باشد تجربه داشت. تيم تازهکار جمهوري اسلامي دريافته بود بيانيههاي الجزاير مملو از حفرههاي حقوقي و دامهاي ديپلماتيک است. هر چه بود، تير از چله کمان جسته بود و راه بازگشتي وجود نداشت. آنچه باقيمانده بود، تجربهي گرانبهايي بود که در توافق با واشنگتن کسب شد: توافقنامههاي آمريکا سرشار از حفرههاي حقوقي است، بندهاي آن تأويلپذير هستند و مناطق مبهم و مسکوتي در آن برجا ميماند. (ص 456 تا 460)

خار و ميخک
پديدآور: يحيي السنوار؛ مترجم: کريم شني
ناشر: نيستان ادب
تعداد صفحات: 535
کتاب، زندگينامهي خودنوشت يحيي سنوار است که از زبان احمد، پسرعموي ابراهيم (يحيي سنوار) در نقل ميشود، از کودکيِ ابراهيم در اردوگاه پناهندگانِ ساحليِ شهر غزه شروع کار ميشود و تا توصيف چگونگي شهيدشدن خود سنوار بر اثر موشک هليکوپتر که از قبل در خواب توسط پيامبر صليالله عليه و آله به او گفته شده بود.
زندگي خانوادگي سنوار، شرح چگونگي جذب او به شيخ احمد ياسين، مؤسس حماس و اختلافات او با برادرش حسن يا برادر ديگرش عياش که در نهايت جاسوس صهيونيستها شد و به دست فلسطينيها کشته شد و يا اختلافهايش با محمود پسرعمويش که جذب جنبش فتح و طرفدار صلح و مذاکره و شيوهي ياسر عرفات بوده.
اين رمان را در سال 2004، سنوار درحاليکه زندانهاي اسرائيل بوده نگاشته شده و در خود حقايق زيادي دربارهي جنايات صهيونيستها عليه مردم فلسطين و خيانت اعراب (خاصه مصر) به مردم فلسطين را بيان کرده، همچنين اختلافهاي ميان مردم و گروههاي مبارزاتي و وضعيت فرهنگي و سياسي و اجتماعي مردم فلسطين و غزه و دولت خودگردان را نيز بيان ميکند. ماجراي عاشقشدن سنوار و ازدواج و فرزنددار شدنش، اينکه چگونه پدرش در کودکي شهيد ميشود و مادرش هم او را رها ميکند و با برادرش نزد زنعمويش بزرگ ميشوند (عمويش هم مفقودالاثر بودن و بعدها متوجه ميشوند که زنده بوده؛ اما توانایی برگشت نداشته و در سرزميني ديگر ازدواج کرده و بچهدار شده در نهايت اما در مبارزات عمو نيز شهيد ميشود و زنعمو دو فرزند شوهر شهيدش را نيز بزرگ ميکند و همه را همسردار ميکند و سامان ميدهد) از خيانتها و خودارائهيهاي برخي فلسطينيان سستعنصر سخن گفته، يکي از اين عياشهاي دنياخواه که خودش را به صهيونيستها فروخت، برادر خودش بود يا اينکه چگونه متوجه ميشود يکي از نزديکترين دوستانش و از ردههاي بالاي حماس جاسوس اسرائيل از آب در ميآيد و بسياري نکات جالبتوجه ديگر که مخاطب با خوانش آن ميتواند به درک بسيار عميقتر و صحيحتري نسبت به مردم فلسطين و خاصه غزه و اسرائيل دست پيدا کند.
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
به ابراهيم نگاه کردم که بپرسم:
- نظرت چيه؟
منظور مرا فهميد و گفت:
- ميبيني چه دنياي ظالميه؟ مردم ما دارن هشت ماه متوالي سلاخي ميشن و ارتش اين رژيم اشغالگر داره سلاحهاي جهنمي شو سر ما خالي ميکنه؛ از زَرّاد خونه سلاحهاي پيشرفته، هواپيماها، تانکها و تمام سلاحهاي خودش رو عليه ما استفاده ميکنه؛ اما دنيا کر و لاله؛ ولي توي هر عملياتي از طرف ما؛ يعني طرف مظلوم ...؛ کسي که حق حداقلي خودش رو براي زندگي آزاد و آبرومند ميخواد، صداي همه در مياد؛ حتي يه عده از امت خودمون! حتي از مردم خودمون! اينطوري محکوم و تقبيح ميکنن؛ اما هم? اينا مهم نيست؛ مهم ميليونها نفري هستن که از رباط تا جاکارتا چندروزه توي خيابونها شعار ميدن و همينا رو مطالبه ميکنن، چرا رسانههاي دنيا صداي اونا رو نميشنوه؟ (ص 517)

حماسه امام سجاد عليهالسلام
پديدآور: سيدعلي خامنهاي رهبر انقلاب اسلامي ايران
ناشر: انقلاب اسلامي
تعداد صفحات: 282
کتابهاي به نسبت پرتعدادي دربارهي امام سجاد عليهالسلام نگاشته شده، اما بهجرئت بايد گفت، اين اثر وزين، اثري است که از حيث جامعيت و عمق و درعينحال داشتن مزيت رواني و پرهيز از پرگويي اگر بينظير نباشد، قطعاً کمنظير است. بسياري از مطالب اين کتاب، حتي براي علاقهمندان حرفهاي تاريخ صدر اسلام تازگي خواهد داشت و از آن مهمتر، تحليل رهبر معظّم انقلاب و زاويه ديدشان به اين وقايع براي احوال و زمانهي کنوني ما بسيار کاربردي و عبرت بخش و بصيرتافزا است.
فهرست ارزشمند و عالمانهي کتاب، خود يک منظومهي منسجم را به مخاطب در اين محور ارائه ميدهد.
کتاب در سه بخش تنظيم شده، بخش نخست يا مقدمه مشتمل بر سخنراني رهبر معظم انقلاب در کنگره جهاني امام رضا عليهالسلام است؛ ايشان در اين سخنراني که در سال 1365 ايراد گرديده به تبيين نظريه انسان 250ساله پرداختهاند که بهمثابه محور و زيربناي اساسي مباحث کتاب است. بخش اصلي کتاب نيز به چهار گفتار از ايشان پيرامون مبارزات سياسي و فرهنگي حضرت زينالعابدين عليهالسلام اختصاصيافته؛ در بخش دوم، به مسئلهات مهمّي همچون: وضعيت اعتقادي مردم و شيعيان پس از حادثهي کربلا؛ انحطاط فکري و فساد اخلاقي و سياسي عالم اسلام در عصر امام سجاد، در بخش پاياني نيز، جهت تکميل مباحث مجموعه مصاحبههاي مجلّه پاسدار اسلام با رهبري در سال 1361 آورده شده است.
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
يک نمونه براي رواج فساد و فحشا (در عصر امام سجاد عليهالسلام را) عرض بکنم؛ در زمان امارتِ همين شخص مخزومي، عايشه بنت طلحه آمد و در حال طواف بود؛ اين به او علاقه داشت؛ وقت اذان شد؛ آن خانم پيغام داد که بگو اذان نگويند که طواف من تمام بشود؛ او دستور داد اذان عصر را نگويند؛ به او ايراد کردند که تو براي خاطر يک زن که دارد طواف ميکند ميگويي نماز مردم را تأخير بيندازند؟
گفت: به خدا اگر تا روز آینده صبح هم طوافش طول ميکشيد، ميگفتم اذان را نگويند؛ اين وضع (فضاي اخلاقي مردم) در آن روزگار است. (ص 15 و 16)

ششماه پاياني (تقويم حوادث ششماه پيش از ظهور)
پديدآور: مجتبي السّاده؛ مترجم: محمود مطهرينيا
ناشر: موعود عصر
تعداد صفحات: 280
کتاب شش ماه پاياني ترجمه کتاب «الفجر المقدس المهدي عليهالسلام و ارهاصات اليوم الموعود» است. نويسنده بامطالعه و تحقيق در منابع و تفحص در روايات، موفق به ارائه اثري شده که در آن وقايع و حوادث شش ماه آخرين از سال ظهور امام مهدي عليهالسلام را قابلبررسي و مطالعه نموده است.
اين کتاب هرگز وقتي براي ظهور امامزمان عليهالسلام مشخص نکرده است. اما جمله خوانندگان را متذکر حوادث مهم و جدي آخرين سالي ميکند که اميد ميرود واقع? شريف ظهور در آن اتفاق افتد. انشاءالله.
به گفته نويسنده اين کتاب، نيمه دوم سالي را که آخرين سال غيبت است و به ظهور حضرت مهدي عليهالسلام ختم ميشود، به تصوير کشيده است.
براي استخراج مجموعه اين رويدادهاي پيدرپي، نويسنده به آن دسته از احاديث تمسک جسته که به تاريخ خاصي اعم از روز، ماه يا سال اشاره داشتهاند که همه علايم حتميه را نيز در خود گنجانده است.
اين کتاب يکي از بهترين منابع است و مترجم و محقق کتاب پانويسهاي بسيار مهمي به کتاب افزوده که اهميت محتواي اين پانويسها در تبيين هر چهبهتر و دقيقتر (و احياناً رفع نواقص) محتواي کتاب، مطلقاً کمتر از متن اصلي نيست و لازم است در فرآيند خوانش اين پانويسها نيز مطالعه شود.
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
بسياري از روايات، ما را از توقيت - تعيين وقت مشخص براي ظهور - نهي کردهاند و شيعيان را امر کردهاند که هر که چنين کرد تکذيب کنند و دروغگو بشمارند؛ چرا که اين مطلب در زمرهي اسرار الهي است و هر کس آن را نميداند؛ امام صادق عليهالسلام به محمد بن مسلم فرمودند:
محمد، اگر کسي وقتي از جانب ما براي ظهور حضرت مهدي نقل کرد، از اين که او را تکذيب کني نترس، چرا که ما براي احدي تعيين وقت نميکنيم.
وقتي فضيل از امام باقر عليهالسلام ميپرسد که آيا اين مسئله وقتي مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه ميفرمايند:
آنها که وقت تعيين ميکنند دروغ ميگويند.
يکي از ياران امام ششم که به ايشان عرضه ميدارد اين مسئلهاي که چشمانتظارش هستيم کي خواهد آمد؟
حضرت ميفرمايند:
اي مهزم آنها که وقت تعيين کنند دروغ ميگويند، آنها که عجله کنند هلاک ميشوند و آنها که تسليم امر خداوند باشند، نجات مييابند و بهسوي ما باز ميگردند. (ص 235)
برچسب:
نویسنده: پندار مهدوی